اصن یه وض

یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که
بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده ! :|

اصن یه وض

اصن یه وضعی

دختر خالم واسه باباش ایمیل باز کرده
شوهر خالم به هرکی میخواد آدرس ایمیلشو بده میگه :
این ایمیلمه ......اینم پسوردم.......... :)))))))

اصن یه وضی

خخخخخخخخخخخخخخ

بابام دوغ پاستوریزه آورده سر سفره رو به مهمونا:بفرمایید بفرمایید دوغ محلیه!!
مهمونا o_0
بابام:باور کنید،از محل خودمون گرفتیم..!! :|

اصن یه وضی

خخخخخخخخخخخخخخ

دیشب زدم یه پشه رو کشتم.از بس خون من تو رگاش بود ، حسی رو که به من دست داد به رستم موقع کشتن سهراب دست نداد . اصلا یه وضعی!!

ooooooooo

یکی از دلایلی که باعث شده ما سمت آپارتمان نشینی نریم صدای گوز داداشمه :|

اصن یه وضی

بابا

یه شب تنهایی داشتم سیگار میکشیدم
یهو یه جن دیدم
.
.
.
.
.
.
.
گفتم بسم الله الرحمن الرحیم
گفت گهم بخوری دیگه فایده نداره
من باباتم جن نیستم!!!!!

اصن یه وضعی

یکی از فامیلامون شام رستوران دعوتمون کرد که با نامزدش آشنا بشیم . بعد از خداحافظی ما نشستیم تو ماشین و شروع کردیم به غیبت کردن از عروس خانوم . دختر خاله م گفت : چه سینه های تپلی داشت با همینا این بچه رو خر کرده که بگیرتش ، پسر خاله م گفت: آره اصن قیافه ش که مثل قاشق میمونه ، من گفتم : اه اه دیدین صورتشم پر از کک و مک و جوش بود؟!! بعد دختر خاله م موبایلشو داد بهم گفت : من شماره این دختره رو زدم تو گوشیم بیا برام اسمشو سِیو کن !! گوشی رو که ازش گرفتم ، دیدم هشت دقیقه و سی ثانیه دختره پشت خط بود داشت کل مکالمه رو می شنید . اینم قیافه ی ما : (o.O) اصن یه وضی

ooooooooo

مردم سال به سال میرن آمریکا که ویزاشون باطل نشه منم ۳ ماهی یه بار به خط ایرانسلم زنگ میزنم تا یه وقت از دستش ندم.
من :|
اوباما :))
ایرانسل :|

اصن یه وضی

یه عروس داریم خیلی تنبله یه روز مامانم و خواهرم خواستن با زبون بی زبونی به این حالی کنن ظرفارو بشوره.نشستن فــک کردن تصمیم گرفتن تعارف الکی بکنن شاید این حالیش شد و این حرفا...
مامانم : نه اصلا نمیذارم دخترم تو بشوری بیا اینور من میشورم زحمتت میشه :)
آبجیم: نه مامان شما مریضی برین استراحت کنین من میشورم
یعنی 10 دقیقه بکــِش بکــِش بود تو آشپزخونه که یهو عروسمون اومد گفت: " دعوا نکنین یکیتون الان بشورین یکیتون هم شام میشوره :)
مامانم و آبجیم :|
من:))))

ههههههههههه

چه 6 ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف میزد:
سینا تو فردا نمیای مهد کودک؟
من با نیما حتما میرمااااا :|
راستی اون یکی خطم رو پاک کناین یکی رو سیو کن o_O
ما 6 سالمون بود با تُف پفک می چسبوندیم به هم
بعضی وقتها هم توو کمد دیواری
دنبال یه در بودیم
بریم سرزمین عجایب

خخخخخخخخ

دختر همکلاسی من تو دانشگاه :
سلام , کامپیوترم ایراد پیدا کرده

من : سلام , چه ایرادی ؟

همکلاسی : وقتی رمز عبورم رو میزنم به صورت ستاره در میاد

من : خوب اون برای امنیته که خدایی نکرده وقتی تو اتاق کسی هست دزدی نکنه رمزتون رو

همکلاسیم : درسته , اما وقتی هم تنهام به صورت ستاره نمایش میده

چرا امریکا حمله نمی کنه !! :|

اصن یه وضی

اصن یه وضی

ﺑﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺭﺍﻧﻨﺪﻫﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎ ﺗﺸﺮﯾﻒ
ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ؟
.ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﮐﻔﺶ ﺑﺨﺮﯾﻢ
ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻦ
ﺗﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻧﻨﺪﻫﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ !!
:|

اصن یه وضی

درگیری

درگیری های تو ذهنم داره یواش یواش مسلحانه میشه :|

رامین

پسر داییم با يه دختري دوست شده چند وقت پيش شوخي شوخي رابطشون جدي شد..... دختره ديوونش شده ، جوري که با تيغ رو دستش نوشته رامتين :|
الان يه هفتست بزرگ هاي فاميل جلسه ميگيرن که چطور به دختره بگن بت دروغ گفته ، اين اسمش رامتين نيست رضائه :|

یک

یه ضرب المثل قدیمی چینی هست که خیلی قدیمیه
.
.
.
.
.
کسی به اون صورت یادش نیست !
.
.
.
.
.
حتی خود چینی هام فراموشش کردن
.
.
.
.

چه برسه به من که واستون بگم !
.
.
.
.
.
اما خیلی آموزنده بوده !

اصن یه وضی

سیاست های غلط به اینا میگن:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ثیاثت , صیاصت, ثیاثط , صیاصط ,سیاسط .... :| :| :|
اصن یه وضی

خخخخخخخخ

موقع پخش این جمله از تلویزیون همه منو چپ چپ نیگا میکنند
.

.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
:
( استفاده پیش از حد از اینترنت هم اعتیاد محسوب میشود )

جک

سر کلاس ادبیات بودیم، استاد در اومد به یکی از دخترا گفت :
.
.
.
سه تا اسم بگو آخرش الله باشه!
.
.
.
دختره هم خیلی جدی گفت :

روح الله ، عین الله و سیندرالله !!!! :|:|:|:|:|:|:|:|:|:|

نصف کلاس از خنده ، به درجه رفیع شهادت نائل شدن :|:|:|:|:|:|:|:|

هلو

بــابــام اس فــرسـتاده: هــلـو، ســاعت 7 دم در حــاضر بــاش مــیـام دنـبالـت!!!
مــنــم فــکـر کـردم ازش عــاتـو گــرفـتم جــو گـرفـت جواب دادم: بــاشـه شــفـتـالـوی مـن ,مـانـتـو خـوشـگـلمـو میـپـوشـم مـیـام عـجـیـجـم!!!
بــعد بـابـام جـواب داد: اسـکـلِ بیــشــعـور, هـلـو یـعـنی سـلام ,عــاخـه تـو کـی میخوای آدم شی ؟؟؟20 سالت شد آدم نشدی,مــن چـه گـنـاهـی کـردم کـه تو پــسـرمـی؟؟؟
.

دعوا

ديشب با بابام دعوام شد آخرش كم آوردم
گفتم : اصن من گه خوردم ...!!!
اونم برگشت گفت : من به خورد و خوراكت كاري ندارم !
جواب منو بده !!

تا حالا همچین جواب دندان شکنی از بابام نشنیده بودم خدایی

چت

پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT دارم!!! شما چی؟

دختر: من فارق التحصیل رشته گرافیك از دانشگاه سرین فرانسه هستم.!!!

پسر: WOW چه عالی! واقعا از آشناییتون خوشبختم.!

دختر: مرسی منم همینطور! راستی شما كجای تهران هستین؟

پسر: من بچه تجریشم! شما چی؟

دختر: ما هم خونمون اونجاس! شما كجای تجریش میشینید؟

پسر: خیابون دربند! شما چی؟

دختر: خیابون دربند!؟ كجای خیابون دربند؟

پسر: خیابون دربند ، خیابون........كوچه..........پلاك......... ، شما چی؟

دختر: اسم فامیلیه شما چیه؟

پسر: من؟ حسینی! چطور!؟

دختر: چی؟ وحید تویی؟ خجالت نمیكشی چت می كنی؟ تو كه گفتی امروز با زنت میخوای بری قسطای عقب مونده ی خونه رو بدی! مكانیكی رو ول كردی نشستی چت می كنی؟

پسر: عمه مولوك شمایین!؟ چرا از اول نگفتین؟ راستش! راستش!

دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده..... ، آخه می دونین............

دختر: راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟ میدونم به فریده چی بگم!

پسر: عمه جان! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین! اگه بفهمه پوستمو میكنه! عوضش منم به عمو فریبز چیزی نمیگم

دختر: اوووووووم خب ، باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا !

پسر: باشه عمه مولوك بای.......!!!

ماشین تو خونه نبود،مامانم میخواست بره بیرون.!رو به من میکنه میگه : خرم نشدی سوارت شم برم بیرون .! 


اصن یه وضی
:|

اصن یه وضی


مکالمه هر روز صبح من و مامانم :
مامانم: صبحونه چی می خوری؟
من: چای خالی
- چای خالی چیه. شیرینش کنم با کره پنیر؟
- نه!
- بیا با نونو عسل بخور میچسبه
- نــــــه!
- خامه شکلاتی چی؟
- مامان اااااااااااه. نمی خوام دیگه
- زهره مار چی؟ درد بی در مون چی میخوای؟ اصن به من چه واسه تو دل سوزی می کنم بمیر
و این داستان هر روز ادامه دارد....

اصن یه وضی